زندگی پارسیان
هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می ریزد مرواریدی صید نخواهد کرد.
این رو برای تو می نویسم . همین اول شروع می کنم به گفتن . اره .شاید من اشتباه می کنم . شاید هم بگی شاید نه حتما . اگه نبینم که اشتباهه چه جوری بفهمم که اشتباهه ؟ خودت گفتی که یه سری چیزا رو نمی شه با حرف گفت و باید به درک درونی برسن .پس نباید ناراحت باشی . این که یه دفعه بخوای یاد بگیری حرف بزنی خیلی سخته .اونم وقتی که همیشه شنونده بودی . تازه بدتر هم اینه که خودت راحتتر باشی که چیزی نگی و فقط بشنوی . می گی زیادی شنیدم و الان وقت حرف زدنه ولی چه جوری می تونم حرف بزنم وقتی بلد نیستم .وقتی یاد نگرفتم که حرف بزنم ؟ هیچ وقت حرفی نداشته ام که بزنم حتی همین الان . نمی دونم چی باید بگم . شاید اصلا چیزی نیست که من بگم ؟! دوستای من ؟!یه تجربه ان که می تونن ثابت باشن و یا هم می تونن زود گذر باشن . به هر حال همه دوستی ها همین جورین . یکی شبانه بیدار و یکی دیگه نه . یکی می تونه ببینتت و باهات حرف بزنه به راحتی یکی دیگه نه . یکی برات کاری که بخوای حتی اگه وقت خوبی نباشه انجام می ده ولی یکی دیگه نه . یکی همیشه هست . یکی نیست . به هر حال همه دوستی ها تجربه ان و هر تجربه ای یا ضرر داره یا فایده .همیشه هم نمی شه رفت دنبال دوستی های بی ضرر . چون دنیا هم ضرر داره هم فایده . گاهی به تو ضرر می رسون و گاهی نه . هیچ چیز پایدار نیست .می گی بعضی از دوستی ها توی طولانی مدت ضرر می رسونه . درسته . این حرف درسته . اما گاهی به قول خودت تا خودت به درک واقعی نرسی نمی فهمی . می خوای بزرگ شم پس اجازه بده تجربه هم بکنم . ولی ولم نکن . مراقبم باش . هیچ وقت نخواستم که مقایسه بشم و یا کسی باا مقایسه کنه . حتی دلم نمی خواسته و نمی خواد که کسی یا چیزی رو با کسی یا چیزی مقایسه کنم . چون هر چیزی ماهیت خودش رو داره رو با چیزای دیگه فرق می کنه و فرق داره . شایدم بشه مقایسه کرد . اما من نمی دونم . لابد اشتباه می کنم . زندگی این قد پارادوکس داره که ادم توش می مونه کدوم به کدومه . حتی اگه هم بدونی بازم نمی دونی . می دونم که خیلی چیزا رو نمی دونم و زمانی هم برای دانستنش ندارم . می دونم اشتباهه شاید . اما... خوبی اجی جون ؟ خوش می گذره بی ما تو ولات غربت ؟ خیلی وقته دیگه حرفی نه از خودم زدم و نه از زندگی دور و برمون . از جامعه ای که تماما در حصار و گرفتاری و خستگی .از چامعه ای که از پایه اون رو بر دروغ بنیان نهاده اند ولی به روی خودشون نمیارن که ..... از زندگی در جامعه ای که فقط ظاهر تو براش مهمه نه کاری که براش انجام می دی . از زندگی که فقط می گن ازادی هست ولی هنوز این ازادی رو حتی به ظاهر هم کسی در این جامعه ندیده . همه تو این جامعه می گن اگه دختری چادر بپوش برو خیابون و هر غلتی دلت می خواد بکن ولی اگه نمیه محجبه هستی حق نداری هیچ جایی بری . اگه پسری یه ریش بلند بذار پیراهنتو یخه شوتا اخر ببند و برو خیابون هر غلتی دلت می خواد بکن در غیر این صورت حق هیچ کاری نداری . ازجامعه ای که از مساوات حرف می زنه ولی توی ان بچه های شهید و بسیجی حق بیشتری دارن که برن دانشگاه و برن سر کار و.... و تازه حق پسرها برا رفتن به دانشگاه بیشتر از دختر هاست . جامعه ای که همه هر کاری دلشون می خواد سر تو میارن ولی تو حق نداری اعتراض بکنی . اگه اعتراض کردی به جرم اهانت به دولت افتادی گوشه زندون .... از جامعه ای که توی ان فقط ادمها یاد گرفتن که دروغ بگن و کار های خود را با دروغ از پیش ببرن . نه با راستی ودرستی . و ان وقت ادعای مسلمونی هم می کنن . زندگی ... تو این جامعه زندگی یعنی دروغ . یعنی توهم . یعنی پست بودن . یعنی زجر .... هممون اشتباه می کنیم ولی نمی خوایم به اشتباهمون اعتراف کنیم . یعنی اینکه ما اصلا اعتراف نمی کنیم . می گیم اشتباه از من نبود اشتباه از توئه . همیشه توی این جامعه به ما یاد دادن که اشتباه خودمون رو به گردن یکی دیگه بندازیم .نه این اینکه خودمون رو مقصر بدونیم و در راه حل ان قدم برداریم . از راستی و درستی می ترسیم . می ترسیم اگه راستش و بگیم ازمون فرارکنن ولی نمی دونیم که همین دروغ ما اونها رو فراری می ده نه راستی ما . اگه دقت کرده باشین بینی کشور ما، ایران ما، داره مثل بینی پینو کیو هی دراز می شه و کوتاه شدنی در کار نیست .... نمی دونم شاید من اشتباه کنم و ندونم که چی درسته و چی اشتباه ولی اینا چیزی های هستند که می بینم . و دارم درک می کنم . برا منم دعا کنین ادم شم درس بخونم . که ایشالا یه رشته خوب تو شهر خوب قبول شم و یکه از دست حصار های دور و برم جدا شم و کمی ازادی به دست بیارم . اینم یه جمله از کتاب سووشون که خیلی دوستش دارم ((گریه نکن خواهر من . در خانه ات درختی خواهد رویید و درخت هایی در شهرت و بسیر درختان در سرزمینت. و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درختها از باد خواهند پرسید:در راه که می امدی سحر را ندیدی!)) دعا یادتون نره . بابای همیشه همین قدم های نخستین رفتن است که راز اخرین منزل رسیدن را رقم میزند شااااااااااااااااااااد یاشی و درس بخونی موچ موچ موچ موچ موچ موچ چطوری اجی جون ؟ خوش می گذره بی ما تو ولایت غربت ؟ تولد تولد تولدش مبارک تولد تولد تولد یک سالگی وبمون مبارک تولد تولد تولدش مبارک اره یک سال گذشت . به همین سرعت .نمی دونم که چی کار کردم تو این یه سال . دوست هایی پیدا کردم . دوست هایی هستن که هنوز به ما لطف دارن و دوستایی که ... دوست . عجب واژه ی عجیبی . تو این دوره و زمونه ادم سخت می تونه دوست را از دشمن تشخیص بده . نمی دونه کی دوسته و کی دشمن . امروز با کسی دوسته که فردا با او دشمن است و امروز با کسی دشمن است که فردا با او دوست . .... خب برسیم بر سر این که یک سال پیش در چنین روزی دو تا خواهر به فکر ساختن یه وب کردن که همینه .واسه اینکه حرف هایی بزنیم و حرف هایی بشنویم . من که به نوبه خودم حرفای زیادی رو شنیدم و چیز های زیادی رو یاد گرفتم . نمی دونم که چی باید بگم اهان راستی ماه مهر ماه مدرسه اومده ایشالا همه تو درس هاشون موفق باشن برا منم دعا کنین ادم شم درس بخونم سالی که گذشت هیچی نخوندم . قربون دوستای گل بابای چطوری اجی جون ؟خوبی ؟چی کار می کنی بی ما تو ولایت غربت ؟ خب خب اول برم سر راههای مقابله با اهمال کاری : ۴ تکنیک خرد کردن زمان بخش کوچکی از تکلیف را که بتوان در ۳۰ دقیقه ان را انجام داد انتخاب کنید .بلا فاصله بعد از انجام این بخش از کار پاداشی برای خود در نظربگیرید .پاداش ممکن است تماشای تلویزیون دیدن یکفیلم یا قدم زدن با دوستان باشد . به همین ترتیب بقیه قسمت های یک تکلیف دشوار را به مراحل ۳۰دقیقه ای تقسیم کنید و برای هر مرحله پاداشی در نظر بگیرید.پس از مدتی اتفاق جالب توجهی رخ خواهد داد.شما بیش از ۳۰دقیقه در هر مرحله برای اجرای تکلیف اختصاص خواهید داد .حتی گاهی قبل از اینکه متوجه گذشت زمان شوید یک ساعت یا بیشتر روی ان کار کرده اید . در پایان هر مرحله پاداش دریافت خواهید کرد و لذا از اتمام تکلیف لذت می برید . به این ترتیب به جای استرس ناشی از دشواری تکلیف بر لذتی ه در انتهای هر مرحله در انتظار شما ست متمرکز خواهید کرد . ۵.مدیریت زمان اغلب افراد اهمال کار به دلیل فقدان مهارت زمان بندی در اجرای تکلیف تعاا می کنند . برخی از مهارت های ندیریت زمان به شرح زیر است : - فهرستی از دقیق از کار هایی که باید انجا شوند تهیه کنید . در این مرحله نیازی به اولویت بندی نیست زیرا هدف صرفا اگاهی شما از اموری است که باید انجام شوند . -تکالیف را اولویت بندی کنید . در این مرحله می توانید امور را بر اساس اهمیت و ضرورت یا محدودیت زمانی مرتب کنید . -زمان مناسب را برای انجام هر تکلیف بر اساس اولویت اجرا در نظر بگیرید . -از بالای فهرست شروع به اجرای تکلیف کنید . اگر تکلیفی مهم و فوری است .همین امروز نسیت به اجرای ان اقدام کنید . ۶.مشخص کردن این که در چه زمانی و چگونه اهمال کاری اتفاق می افتد شناسایی دقیق زمان و نحوه اهمال کاری به شما کمک می کند با این رفتار بهتر مقابله کنید . عللی را که منجر به سستی در اجرای تکالیف می شوند شناسایی کنید . با مراجعه به مطالب قبلی روش هایی را که برای اهمال کاری به کار می برید بشناسید تا در صورت لزوم بتواند جلوی ان را بگیرد ۷.زمان و مکان مناسب برای اجرای تکلیف تا حد امکان در مکان هایی کار کنید که عوامل مداخله گر کمتر مزاحم شما باشند . محیطی منظم با کمترین میزان سر و صدا و نور افی بهترین مکان برای اجرای تکالیفاست . از اتاق خواب و مکان هایی که پر رفت و امد یا محل تفریح دیگران است برای مطالعه استفاده نکنید ۸.مقابله با باور های غلط باورهای نادرست خود را بنویسید و سپس در ستون مقابل انها را تجزی و تحلیل نمایید . اینم از این . خب منم که امتحان هام و تموم کردم با گند ترین نمرات ممکن نمی دونم چی بنویسم . خیلی وقته دیگه فکرم به جایی قد نمی ده و همین پایین پایین ها چرخ می زنه و کاری به بالا بالا ها جایی که باید باشه ندار . خیلی وقته زود عصبانی می شم و از کوره در می رم و دیگه کاری به پل هایی که پشت سرم ساختن و خودم ساختم ندارم . دوست دارم که بزنم همه چیزهای دم دستم خرد و خاکشیر کنم . ظاهرم خیلی عادیه ولی وقتی یه چیزی بهم می گن تشر می رم و اتیشی می شم . دیگه خسته شدم این قدر یه جا بودم . خسته شدم همش تو خونه ام و کار سرگرم کننده ای ندارم . برا دف زدنم کلی دلیل مزخرف اوردن که نباید دف بزنی و این چه صدایی که از دفت در می یاد مگه رو سر قابلمه می کوبی . الودگی صوتی درست نکن . برا بیرون رفتنم : این جا شهر کوچیکیه .پسراش مزخرفن رفتی بیرون یه بلایی سرت میارن اون وقت دیگه نمی دونیم چی کار کنم . می گم خب با ماشین می رم . می گن گواهی نداری می کوبن بهت اون وقت دیگه می مونیم که چی کار کنیم . هیچی دیگه موندم بدون جمع اوری انگیزه می خوام شروع کنم درس خوندن برا کنکور که خدا بگم چی کار کنه این کنکورو که هر چی می کشیم از این کنکوره . فعلا بابای
سلام . خوبین ؟ خوش می گذره ؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

